صنعت نفت ایران


صنعت نفت ایران: مهم‌ترین صنعت این کشور است. در سال 2001 ایران چهارمین تولید کننده نفت خام جهان بود. طبق برآوردهای مجله نفت و گاز، تا ژانویه ۲۰۱۱، ذخایر قطعی نفت ایران در حدود ۱۳۷ میلیارد بشکه می‌باشد که حدود ۱۰٪ کل ذخایر جهان است و همچنین ایران دارای ۱۰۴۵ تریلیون فوت مکعب ذخایر گاز طبیعی می‌باشد که حدود ۱۶٪ از ذخایر کل جهان است..

سرمایه گذاری: قبل از انقلاب اسلامی ایران ۲۵ قرارداد برای اکتشاف و بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران به امضا رسید که چهار قرارداد به صورت امتیازی، ۱۱ قرارداد به صورت مشارکت در تولید و سود و ۹ قرارداد به صورت خدماتی همراه با ریسک بوده‌است. اما پس از انقلاب تمام قراردادهای امضا شده از نوع خدماتی بیع متقابل بوده‌است. تا قبل از تعریف کردن قراردادهای بیع متقابل در سال ۱۳۷۵، هیچ نوع قرارداد توسعه‌ای در صنعت نفت ایران وجود نداشت. تنها مشارکت خارجی‌ها حضور پیمانکارانی بود که با منابع مالی از داخل کشور اقدام به فعالیت می‌کردند. که به دلیل هزینه‌های هنگفت استخراج و بهره‌برداری از منابع هیدروکربنی، هیچگاه منابع مالی داخلی کفایت این امر را نمی‌کرده و توسعه میادین نفت و گاز به کندی انجام می‌گرفت. اولین قرارداد بیع متقابل صنعت نفت ایران در سال ۱۹۹۵ با شرکت نفتی توتال فرانسه برای توسعه میدان سیری انجام گرفت. با روی کار آمدن نهمین دولت ایران و تصمیم جدی بر از سرگیری برنامه هسته‌ای ایران و تقابل کشورهای غربی با این تصمیم، سرمایه‌گذاری خارجی در بخش صنعت نفت ایران کاهش یافت. تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران و واکنش‌های احتمالی از جانب مقامات ایران از دلایلی است که موجب می‌شود سرمایه‌گذاران خارجی تمایل به سرمایه‌گذاری‌های کلان در این زمینه نداشته باشند.                                                                                                                                                                          تولید: در پایان سال ۲۰۰۸ میزان تولید نفت ایران ۴٬۳۲۵٬۰۰۰ بشکه برآورد شده‌است. همچنین تولید گاز ایران در همین زمان میزان تولید گاز نیز ۱۱۶٫۳ میلیارد متر مکعب می‌باشد. در سال ۱۳۸۹ تولید نفت و گاز در ایران ارزشی بالغ بر ۲۱۷ میلیارد دلار در بر داشته‌است.

مقایسه دولت های قبلی در صنعت نفت کشور:  شاید اگر «درآمد»های هر دولتی در سطح جهان 246‌درصد نسبت به دوره قبلی افزایش داشت، وضع مردم آن کشور خیلی بهتر می‌شد. هر دولتی، اگر هیچ ابتکار جدیدی انجام نمی‌داد. 

در بازخوانی میزان تولید و صادرات و درآمدهای نفتی کشور از سال 1360 به این‌سو، ما با یک موضوع جالب و قابل‌تامل روبه‌رو هستیم، با دولتی که درآمدهای نفتی آن به تنهایی برابر 57‌درصد درآمدهای نفتی کل تاریخ جمهوری اسلامی ایران است و اتفاقا مردم هم در همین دوره دچار مشکلاتی شدند که قبلا کمتر تجربه کرده بودند.

ما با دولت نهم و دهمی روبه‌رو هستیم که موقعی که قیمت نفت افزایش داشت، تولید آن کاهش یافت و توانست با موضوعات سیاسی و گرفتارشدن در آنها، درآمدهای سالانه نفتی کشور را ناگهان از 113‌میلیارد‌دلار به 50‌میلیارد‌دلار برساند.

دولت دوران جنگ: اداره جنگ با 103‌میلیارد‌دلار

هشت سال نخست‌وزیری میرحسین موسوی با دوران جنگ تحمیلی همزمان بود. در این دوره به طور میانگین قیمت هر بشکه نفت ایران برابر 53/23‌دلار بود. قیمت نفت طی این سال‌ها بین 13 تا 33‌دلار گردش کرد. در واقع در این هشت سال اوضاع، سال به سال رو به بدترشدن پیش رفت. به طوری که در سال 1360، هر بشکه نفت ایران بیش از 33‌دلار، در سال 1361 هر بشکه بیش از 30‌دلار، در سال 62 هر بشکه نفت ایران بیش از 28‌دلار، در سال 63 هر بشکه نفت کشورمان نزدیک 27‌دلار، در سال 64 هر بشکه نفت ایران 26‌دلار فروخته شد.

از سال 1365 به این سو اوضاع وخیم‌تر شد، ناگهان قیمت هر بشکه نفت ایران به نصف، یعنی 13‌دلار رسید، در سال 1366 اوضاع کمی بهتر شد و هر بشکه نفت ایران نزدیک 17‌دلار شد، سال بعد یعنی در سال 1367 باز هم شاهد سقوط هستیم، قیمت هر بشکه نفت کشور به 13‌دلار می‌رسد. مجموع درآمد‌های نفت در دولت میرحسین موسوی برابر 72/102‌میلیارد‌دلار بود.

این درآمد حاصل فروش چهار‌میلیاردو 391‌میلیون و 680 بشکه نفت‌خام ایران است. بیشترین میزان صادرات نفت ایران در سال 1362 اتفاق افتاد که برابر 2045‌هزار بشکه در روز بود و کمترین آن در سال 1360 که برابر 791‌هزار بشکه در روز بود.

دوران هاشمی‌رفسنجانی:سازندگی با نفت 17‌دلاری
دوران ریاست‌جمهوری آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی همراه بود. در دوران هاشمی قیمت نفت نزدیک به 28‌درصد نسبت به دوره قبل کاهش داشت، اما درآمدهای نفتی با رشد بیش از 20‌درصدی هم روبه‌رو بود. اگرچه طی این مدت زیرساخت‌های صنعت نفت ترمیم و صادرات نفت ایران بار دیگر جان گرفت، اما همچنان شاهد پایین بودن قیمت نفت هستیم. طی این دوره هاشمی کشور را با نفت 17‌دلاری اداره کرد. بالاترین قیمت نفت ایران طی این دوره در سال 1369 هر بشکه برابر با 21‌دلار و پایین‌ترین در سال 1373 هر بشکه برابر با 15‌دلار بود.

به‌طور متوسط طی این دوره 2256‌هزار بشکه در روز نفت صادر شده است. در سال 1370 ایران روزانه 2460‌هزار بشکه نفت صادر کرد و کمترین میزان صادرات نیز در سال 1368 بود که صادرات نفت ایران روزانه برابر با 1823‌هزار بشکه بود.
قیمت هر بشکه نفت ایران طی این هشت سال از 1368 تا 1376 به‌ترتیب: 04/16، 64/20، 34/17، 77/17، 06/15، 84/14، 17/16، 03/19‌دلار بوده است. همچنین صادرات روزانه نفت ایران نیز طی این سال‌ها برابر: 1823، 2224، 2460، 2397، 2184، 2220، 2290، 2441‌هزار بشکه در روز بوده است. درآمد نفتی کل دوران هاشمی برابر با 123‌میلیاردو 60‌میلیون‌دلار بوده است.

دوران سیدمحمد خاتمی:اتفاق خاص؛ نفت 12‌دلاری
کل درآمد نفتی دوران سیدمحمد خاتمی در سال 1376 تا 1384 برابر، 27/206 ‌میلیارد‌دلار است که نسبت به دوران هاشمی‌رفسنجانی از افزایش 67‌درصدی خبر می‌دهد. همچنین میانگین قیمت هر بشکه نفت ایران در این دوره برابر با 76/22‌دلار بوده که نشان‌دهنده افزایش 33‌درصدی قیمت نفت ایران در این دوره نسبت به دوره قبل است. 

طی این دوره ایران به‌طور میانگین روزانه 2280‌هزار بشکه نفت صادر کرده است. بیشترین میزان صادرات نفت ایران در دوران خاتمی مربوط به سال 1383 برابر با 2548‌هزار بشکه در روز و کمترین آن مربوط به سال 1381 برابر با 2021‌هزار بشکه در روز است. اما در مورد قیمت نفت ایران، اینجا ما عقبگردی بزرگ و تاریخی داریم.

در سال 1377 قیمت هر بشکه نفت ایران به 97/11‌دلار رسیده، که خود طی ادوار مورد بررسی در اینجا بی‌سابقه است. قیمت هر بشکه نفت ایران طی سال‌های 1376 تا 1384 به‌ترتیب برابر: 24/18، 97/11، 25/17، 75/26، 9/22، 52/23، 89/26 و 6/34‌دلار برای هر بشکه بوده است. همچنین میانگین صادرات روزانه نفت ایران طی همین مدت به ترتیب عبارت است از: 2342، 2300، 2079، 2345، 2208، 2021، 2396، 2548‌هزار بشکه در روز.

دوران محمود احمدی‌نژاد:فرصت‌سوزی نفت 110‌دلاری
اما دوران خاص محمود احمدی‌نژاد؛ این خاص نه از جهت سیاسی-اجتماعی-بین‌المللی، که البته در همه اینها هم این دولت خاص بوده، بلکه از نظر صادرات نفت و درآمدهای نفتی. همین اول مشخص کنیم که بانک مرکزی در دولت محمود احمدی‌نژاد از سال 1387 به بعد، یعنی سال پایانی دولت اولش، دیگر آمار دقیقی در مورد صادرات نفت ارایه نداد.

این آمارها و اعداد هم از اوپک استخراج شدند. در سال 1384، درآمد نفتی سال اول احمدی‌نژاد برابر 83/53 ‌میلیارد‌دلار بود که زیاد با سال 83 فرق نکرد.  اما از سال 1385 شانس از هر طرف به سمت دولت نهم هجوم آورد، درآمد نفتی ایران ناگهان به 01/62 ‌میلیارد‌دلار رسید، در سال 1386 درآمد نفت ایران برابر 6/81 ‌میلیارد‌دلار و در سال 1387 این درآمد برابر 9/81 ‌میلیارد‌دلار ثبت شد.  در سال 1388 کاهش درآمدهای نفتی دیده می‌شود طوری‌که طی این سال درآمد دولت برابر 62‌میلیارد‌دلار بود اما در سال 1389 درآمدهای نفتی بار دیگر با رشد به 74‌میلیارد‌دلار رسید تا به سال 1390 رسیدیم. 

این سال در تاریخ صنعت نفت ایران فوق‌العاده است، طی سال 90، درآمدهای نفتی دولت به 113‌میلیارد‌دلار می‌رسد، افزایشی که خیلی زود به کاهش تبدیل می‌شود.  در سال گذشته یعنی 1391، درآمدهای نفتی ایران با بیش از 50‌درصد کاهش به 50‌میلیارد‌دلار می‌رسد، یعنی جایی عقب‌تر از سال 83!  افزایش درآمدهای نفتی دولت‌های نهم و دهم را نمی‌توان به پای تحولات صنعت نفت گذاشت، در واقع قیمت جهانی نفت و تحولات بین‌المللی، این پول را به دولت رساندند. نگاهی به میانگین قیمت هر بشکه نفت ایران طی این سال‌ها پاسخ ما را خواهد داد. 

ما در سال 1384 هر بشکه نفت را به قیمت 66/50 دلار فروختیم، یعنی قیمت هر بشکه نفت ایران بیش از 46‌درصد افزایش داشته، اما صادرات و تولید ما تنها دو‌درصد نسبت به سال 83 افزایش داشته است.  در سال 85 نیز نسبت به سال 84 با افزایش قیمت بیش از 20‌درصدی قیمت نفت ایران مواجه هستیم، نفت هر بشکه 60‌دلاری در حالی صادر شد که تولید و صادرات ایران بیش از شش‌درصد هم نسبت به سال گذشته کاهش و به دوهزارو433‌هزار بشکه در روز رسیده بود. در سال 86 پس از کاهش بیش از شش‌درصدی تولید روزانه، با افزایش نزدیک به دو‌درصدی تولید، صادرات نفت ایران به دوهزارو480‌ بشکه در روز می‌رسد و همزمان قیمت نفت ایران هم با بیش از 13‌درصد افزایش نسبت به سال قبل به 3/69 ‌دلار در هر بشکه می‌رسد. 

در سال 1387 شاهد کاهش 17‌درصدی تولید نفت هستیم به‌طوری‌که تولید روزانه نفت ایران به دوهزارو56‌هزار بشکه در روز می‌رسد و از دیگر سو، با افزایش نزدیک به 37‌درصدی قیمت نفت روبه‌رو هستیم. در این سال قیمت هر بشکه نفت ایران به 66/94 ‌دلار می‌رسد، رقمی که می‌توانست یک فرصت طلایی برای کشور باشد.

در سال 1388 که قیمت نفت ایران با بیش از 35‌درصد کاهش به 25/61 ‌دلار در هر بشکه رسید، تولید با 7‌درصد افزایش به صادرات روزانه دوهزار202‌بشکه ارتقا یافت! وقتی در سال 1389 نیز قیمت هر بشکه نفت ایران به 76‌دلار رسیده بود و بیش از 24‌درصد نسبت به سال قبل رشد داشت، تولید و صادرات نفت ایران تنها نزدیک به سه‌درصد افزایش داشت.

در سال 1390 شاهد نفت هر بشکه 110‌دلار هستیم و در سال 1391 هر بشکه نفت ایران 107‌دلار معامله شده، میزان تولید و صادرات نفت طی این دو سال از سوی مراجع ذی‌ربط اعلام نشده، اما آمارهای اوپک حکایت از درآمد نفتی به ترتیب: 113 و 50‌میلیارد‌دلاری در این دو سال دارد. 

یعنی درآمد نفت ایران در سال 90 قیمت هر بشکه نفت 44‌درصد رشد داشته که نسبت به سال قبل نزدیک 56‌درصد و در سال 91 که قیمت هر بشکه نفت ایران نزدیک سه‌درصد کاهش داشته، نزدیک 56‌درصد کاهش داشته است.  در نبود آمارهای رسمی از میزان تولید و صادرات نفت ایران، کنار هم گذاشتن کاهش قیمت سه‌درصدی و کاهش درآمدهای 56‌درصدی تنها یک نکته را نشان می‌دهد، تولید ایران از کاهش قیمت نفت ایران کاهش بیشتری داشته است.

کاروان بهشتیان


صنعت خودرو سازی دومین صنعت ایران

صنعت خودروسازی در ایران:

صنعت خودروسازی ایران، پس از صنعت نفت فعال‌ترین صنعت ایران است. ایران با ساخت ۱،۳۹۵،۴۲۱ دستگاه خودرو و ۳۵،۹۰۱ دستگاه خودروی تجاری (در سال ۲۰۰۹) دوازدهمین خودروساز بزرگ دنیا و بزرگترین خودروساز خاورمیانه شده است. در سال ۲۰۰۹ ایران از لحاظ سرعت رشد صنعت خودرو مقام پنجم دنیا را پس از چین، تایوان، رومانی و هند کسب کرد. در سال ۲۰۰۱، ۱۳ شرکت دولتی و خصوصی در ایران وجود داشت که در میان آنها ایران خودرو و سایپا صاحب ۹۴% از کل تولیدات بومی بودند. شرکت ایران خودرو در سال ۲۰۰۱ با تولید پیکان (که بعدها در سال ۲۰۰۵، سمند جایگزین آن شد) ۶۱% بازار و سایپا در همان سال ۳۳% بازار خودروی ایران را به خود اختصاص دادند. تولیدات خودروی ایران در چند گونه خودروی مختلف موجود می‌باشد: خودروهای مسافری، چهار چرخ محرک، ون، کامیون‌ها، اتوبوس‌ها، مینی‌بوس‌ها و پیکاپ‌ها. فرآورده‌های صنعت پتروشیمی ایران عبارتند از: کودهای شیمیایی، مواد اولیه پلاستیک، پاک کننده و باکتری کشها و اسیدها. صنعت فلزات سنگین در ایران در سال 1972 با شروع تولید فولاد در اصفهان آغاز شد. کالاهای تولیدی عبارتند از موتور دیزل، وسایل نقلیه، تلویزیون، یخچال، ماشین لباسشویی و سایر کالاها. صنعت نساجی در دهه های اخیر از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. فرش دستباف از صنایع دستی ایران به شمار می آید.

انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی:

ماشین بخار

انقلاب صنعتی عبارتست از دگرگونی‌های بزرگ در صنعت، کشاورزی، تولید و حمل و نقل که در اوسط قرن هجدهم از انگلستان آغاز شد. در اینکه این رشته تحولات را می توان انقلاب صنعتی نامید اختلاف نظر وجود دارد . واژهٔ انقلاب به دگرگونیهای ناگهانی اطلاق می شود، در حالی که این تحولات صنعتی به هیچ وجه ناگهانی نبودند . حتی بعضی از محققین تنها این تحولات را مختص به صنعت نمی دانند و معتقدند که این تحولات دارای جنبه‌های اجتماعی و فکری نیز بوده اند .

صنعتی شدن به معنی استفاده از نیروی ماشین به جای نیروی انسان است. انقلاب صنعتی ابتدا از انگلستان شروع شد، زیرا انگلستان پس از چندین قرن تحول سیاسی داخلی، توسعهٔ استعمار تجاری، گسترش ناوگان دریایی، رشد طبقهٔ متوسط و بهبود امور قانونی و اداری کشور، از نظر زمین، کارگر، سرمایه، مدیریت و حکومت وضعیتی مطلوب و هماهنگ داشت که زمینهٔ پیشرفت صنعتی در این کشور را فراهم می‌کرد. انقلاب صنعتی در انگلستان در سه زمینه بافندگی، زغال سنگ و ذوب آهن بیشتر نمود یافت. گاهی سخن از دو انقلاب صنعتی برده می‌شود که یکی در قرن هجدهم و دیگری در قرن نوزدهم است. دو نتیجه مهم انقلاب صنعتی، گسترش استعمار اروپایی‌ها در کشورهای آسیایی و آفریقایی و بهره کشی از کارگران در داخل بود.

انگلستان اولین کشور صنعتی جهان

انقلاب صنعتی در اواسط قرن هجدهم در انگلستان آغاز شد و به تدریج به دیگر کشورها گسترش یافت. باید توجه داشت اختراع لازمهٔ انقلاب صنعتی بود و با توجه به ظهور و نبوغ دانشمندان انگلیسی در قرون هفدهم و هجدهم، این کشور زمینهٔ مناسب برای بروز انقلاب صنعتی را داشت .

مخترعین، نه از نیمه‌خدایان بودند و نه از قهرمانان، بلکه نوآورانی سختکوش از تبار انسان، بختیارانی که هوای موافق را برای رویاندن گیاهان برگزیدند . [۱]

تامس ساوتکلیف اشتن نویسندهٔ کتاب انقلاب صنعتی مهم‌ترین عامل انقلاب صنعتی در انگلستان را داد و ستد با خارجیان که افق دید افراد را نسبت به جهان گسترش داد می داند . هم چین بر تاثیرات فکری فرانسیس بیکن و نیوتن بر فضای علمی ایتالیا تاکید می کند . انقلاب صنعتی بر تمام زمینه ها از جمله نظامی، پزشکی و شیمی تاثیر گذاشت.

پیامدهای انقلاب صنعتی در انگلستان

انقلاب صنعتی، انگلستان را به اولین قدرت صنعتی دنیا مبدل ساخت . ساخت اولین پل آهنی در سال ۱۷۷۹، احداث اولین شبکهٔ راه آهن در سال ۱۸۲۵ و هم چنین افزایش چشمگیر فرآورده‌های کشاورزی و دامی از جمله نتایج مثبت انقلاب صنعتی در اانگلستان بود . اما در این جریان، کارخانه‌ها ی متعدد با دودکش‌های بلند و غلیظ جانشین دهکده‌های سبز و خرم روستایی شدند . رشد و گسترش کارخانه‌ها منجر به از بین رفتن جنگل‌ها و فضاهای سبز، افزایش دود و آلودگی هوا، بوجود آمدن کوه‌های زغال و تودهٔ فضولات بود

در عصر انقلاب صنعتی، هر اختراع تازه سبب می‌شد که ماشین‌ها ی تازه به جای عده‌ای از کارگران به کار بیفتند و گروهی را بیکار کنند. در نتیجهٔ بیکار شدن عده‌ای از کارگران و هم چنین افزایش قیمتها به دلیل تغییر و تحولات صنعتی، فقر و تنگدستی بر آنها چیره شده و آنها ناچار بودند که برای سیر کردن خود و خانواده‌هایشان به گدایی و خوردن پسماندهٔ غذاهای رستوران‌ها روی بیاورند. در شهر لندن این معضل بسیار چشم گیر تر بود .

کودکان کارگر

در اوایل انقلاب صنعتی مزد کارگران ناچیز بود و برای سیر کردن شکم شان، زنان و کودکان خود را برای کار به کارگاهای ناسالم و خفه می‌بردند بطوریکه در سال ۱۷۵۰ در انگلستان ۱۴ درصد کارگران در کارخانجات زیر ۱۴ سال بودند. این عمل موجب رشد بی سوادی، ایجاد بیماریهای روحی و روانی و افزایش جرم و جنایت در میان کودکان را در پی داشت . همان‌گونه که چارلز دیکنز نویسندهٔ انگلیسی عصر انقلاب صنعتی، در رمان الیور توئیست که به معضلات کودکان آن زمان انگلستان می پردازد و به اعتقاد بسیاری شرح زندگی خودش است، می نویسد:

برای من هیچ‌گونه تشویقی، دلداری، یاری و حمایتی از هر نوع و هر کسی وجود نداشت؛ طوری که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم.

سیر صنعتی شدن ایران قسمت 2


سیر تاریخ صنعتی شدن ایران(قسمت دوم)

 پیدایش صنعت ماشینی در ایران (صنایع کارخانه ای)

   ظاهراً رواج صنایع کارخانه ای جدید، با تلاشهایی که از سال 1199 ه.ش انجام شده است آغاز می شود. در این تاریخ به سفیر ایران در لندن دستور می رسد که یک نفر مباشر ذوب آهن، دو نفر کوره کار، یک نفر شیشه گر، دو نفر معدن کار و یک نفر تولید کننده پارچه را به کار گیرد و در همین زمان نیز یک ماشین بخار از انگلستان به ایران فرستاده می شود. قورخانه تبریز نیز تحت نظر یک نفر انگلیسی شروع به تولید توپ و مهمات می کند. در سال 1228 ه .ش در سایه کوشش های امیر کبیر، کارخانه های نساجی، کاغذ سازی، شیشه گری، سفال سازی ایجاد می شود، اما اقدامات مهم این مرد آزادیخواه در نهایت به شکست می انجامد. در طی سال های 1229 ه. ش تا سال های 1249 ه.ش تعدادی کارخانه های ریسندگی و شیشه سازی و کارخانه گاز ایجاد می شود که به دلیل مساعد نبودن شرایط، همگی با شکست مواجه شدند. چندین کارخانه بزرگ نیز با سرمایه خارجی یا خصوصی در سال 1259 ه.ش ایجاد شد که موفقیتی کسب نکردند.گرچه صنایع دستی از زمان های دور در ایران رونق چشمگیری داشته است، اما استفاده از صنایع ماشینی در ایران، از سابقه ای طولانی برخوردار نیست. پس از گذشت بیش از 50 سال از انقلاب صنعتی جهان، یعنی تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، کارخانه ای به معنای واقعی در ایران ایجاد نشده بود و فعالیت های صنعتی در کارگاه های کوچک آن زمان انجام می گرفت. در اوایل قرن بیستم نیز، یعنی هنگامی که شرکت های عظیم صنعتی، به دنبال مواد خام و بازار کار و نیروی کار ارزان از طریق دولت های مربوطه و غیره روند تقسیم جهان را به مناطق تحت نفوذ، تسریع می بخشیدند، در ایران کارخانه ای به معنای دقیق کلمه وجود نداشت. در سال 1268 شمسی، یک سرمایه دار روسی یک میلیون قران برای تاسیس یک کارخانه کبریت سازی در نزدیکی تهران سرمایه گذاری کرد. در سال 1270 شمسی، یک شرکت بلژیکی کارخانه بلور سازی در تهران تاسیس کرد و در سال 1273 یک ایرانی به تاسیس یک کارخانه نخ ریسی در تهران دست زد. در سال 1274 یک شرکت بلژیکی دیگر کارخانه قندی در کهریزک بنیاد نهاد. اما همه این واحدهای تولیدی به علت هزینه سنگین مواد اولیه، هزینه بالای حمل ونقل ماشین آلات در داخل کشور، عدم کارایی نیروی کار، رقابت خارجی و یا به علل غیر اقتصادی، طی چند سال ورشکست شدند.

در طی سال های (1304-1279 ) هشت کارخانه پیشرفته که عبارت بودند از سه کارخانه نساجی، یک کارخانه چوب بری، دو کارخانه کبریت سازی، یک کارخانه بافندگی  و یک کارخانه صابون سازی با موفقیت تاسیس شدند. در حالی که اروپائیان در کوران دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و صنعتی بعد از دو انقلاب عظیم علمی و صنعتی ( رنسانس و انقلاب صنعتی ) و اجتماعی ( انقلاب کبیر فرانسه)، در حال بازسازی زیر ساخت های اقتصادی خود بودند، ملاحظه می شود در ایران اغلب صنایع ابتدایی و مصرفی با کیفیتی نامناسب در حال شکل گیری بود. در طی این 25 سال تعدادی کارخانه دیگر به خصوص کوره های آجرپزی نیز تاسیس شدند، ولی بیشتر آنها بعد از دو سال برچیده شدند. با وجود رشد کند صنایع بزرگ طی این سال ها صنایع کوچک رواج زیادی یافت. به طوری که در تهران تا سال 1307 ، بیش از 5 هزار کارگاه صنعتی تاسیس شده بود که در حدود 15 هزار کارگر در استخدام داشتند و انواع کالاها را تولید می کردند. اگرچه این کارگاهها با رقابت خارجی روبرو بودند، اما در اوایل دهه 1300 گرانی کرایه حمل کالای وارداتی،وسیله ای حمایتی از آنها به شمار می آمد.

«به طور کلی، در نیمه اول قرن هجری قمری کنونی، نیروی کارگری کشور، که در صنایع دستی شهری اشتغال داشته اند، حدود 100 هزار نفر تخمین زده شده است که حدود 65 هزار نفر آنان در قالیبافی، 20 هزار نفر در صنایع نساجی، دو هزار نفردر صنایع فلزی، 1000 نفر در تولید مصنوعات چرمی و حدود 10 هزار نفردر صنایع متفرقه مانند عمل آوردن تریاک، توتون، تنباکو، سفال سازی، صابون پزی و روغن کشی اشتغال داشته اند. در فعایت های تولیدی و اقتصادی دیگر نیز، حدود 200 نفر در معادن، 300 نفر در چوب بری، 200 نفر در راه آهن و حدود 500 نفر در چاپخانه اشتغال داشته اند. گذشته از اینها صنایع و کارگاه های تولیدی جدیدی که دردهه آخر قرن گذشته و اوایل قرن اخیر در کشور تاسیس شده بود، شامل 61 کارخانه و کارگاه متوسط و کوچک بود که جمعاً حدود 1700 نفر کارگر در استخدام داشته اند، که 20 کارگاه با 524 کارگر متعلق به سرمایه داران ایرانی و 41 کارگاه با 1152 کارگر متعلق به سرمایه گذاران فرنگی بود.» 

با نگرشی بر علت ها و انگیزه ایجاد این صنایع، به راحتی به این حقیقت می توان پی برد که، در زمان حکومت قاجار با توجه به فساد و روابط استعمارگرانه دولت های خارجی با حکومت ایران و عدم برخورداری از استقلال اقتصادی، ایجاد چنین صنایعی نمی توانست منشا خیرخواهانه ای در جهت صنعتی شدن کشور داشته باشد، بلکه صرفاً در جهت پرداخت دیون حاکمان وقت به نمایندگان دولت های غاصب در جهت حکومت چند روزه خویش بوده است. از این رو است که اغلب این صنایع پس از مدت کوتاهی یا به طور کامل ورشکست شده و ازرده خارج شده اند یا با پرداخت کمک های دولتی به حیات خود ادامه داده اند. بیان این نکته نیز جالب است که اغلب این صنایع از لحاظ ماشین آلات و حتی در مواردی مواد اولیه (کبریت سازی) به خارج وابسته بوده است واین خود هدف های ایجاد این گونه صنایع را در آن زمان بیشتر روشن می سازد.

فهرست زیر در بر گیرنده بخش اعظم واحدهایی است که توسط سرمایه داران داخلی و خارجی، طی حدود نیم قرن ودر سال های آخر حکومت قاجاریه تا حوالی سال 1299 ه.ش (1920) میلادی در ایران به وجود آمده، به فعالیت خود ادامه داده یا ازبین رفتند.

1)     کارخانه ریسمان ریسی که در قرب قصر قاجار نزدیک به تهران تاسیس شده بود.

2)     کارخانه تفنگ سازی در تهران در سال 1276 ه.ش ( این کارخانه هر ماه هزار قبضه تفنگ جنگی می ساخت. )

3)     کارخانه کاغذ سازی در تهران

4)     کارخانه شکرریزی در مازندران

5)     کارخانه چلواربافی در نزدیکی تهران

6)     کارخانه بلورسازی که در حدودسال 1285 ه.ق در تهران ساخته شد، ولی بنا به عللی بعداً تعطیل شد.

7)     کارخانه چینی سازی حاج محمد حسن امین الضرب در تهران و کارخانه حاج عباسعلی و حاج رضا در تبریز که به واسطه دسیسه های روسها به هم خورد و قریب 130 هزار تومان به نامبردگان ضرر وارد کرد.

8)     کارخانه شمع ریزی در تهران

9)     کارخانه کاغذ گری در اصفهان و تهران

10) کارخانه حبه خانه در تهران و اصفهان

11) کارخانه نساجی اقمشه کتانی در اصفهان که قشون مسعود ظل السلطان از آن منسوجات، لباس تهیه می کردند.

12) کارخانه ابریشم تابی در گیلان، به دست حاج محمد حسن امین الضرب، این کارخانه را با اسباب و ابزار کامل از لیون فرانسه و از کارخانه برتو به ایران آورده بودند.

13) کارخانه ابریشم تابی در برکاده نزدیک رشت با سرمایه روسی و با هکاری آقای محمد حسن رشتی ساخته شد، ولی به ملاحظات سیاسی و سوء اداری چندی بعد تعطیل شد.

14) کارخانه باروت کوبی با چرخهای بخار اروپایی که دولتی بود.

15) کارخانه چاشنی سازی که در سال 1278 برپا شد.

16) کارخانه گاز با 30 هزار لیره مخارج، با مباشرت حاجی میرزا  حسین خان قزوینی سپهسالار در تهران برقرار شد، ولی به سبب نبودن ذغال تعطیل شد و چند سال بعد یک نفر ایرانی به 10 هزار لیره آن را خرید و سال 1309 به یک کمپانی بلژیکی موسوم به "کمپانی عمومی بلژکی روشنایی و حرارت در ایران " فروخته شد. این کمپانی هم پس از آنکه ماشینهای زیادی آورد کارش پیشرفت نکرد و کارخانه بسته شد.

17) کمپانی بلژیکی موسوم به "کمپانی قند سازی در ایران"، با سرمایه بزرگی به ایران آمد ودر زمستان 1313 ه.ق شروع به کشت چغندر کرد، ولی مواد خام گران و خرج های اتفاقی وی را مجبور کرد که در سال 1317 ه.ق کارخانه را ترک کند.

18) کارخانه کبریت سازی که در سال1308 ه.ق در نزدیکی تهران توسط کمپانی روسی ایجاد شد، ولی به علت عدم رقابت با کمپانی های دیگر بسته شد.

19) کارخانه ریسمان ریسی که در سال 1312 ه.ق توسط مرحوم " مرتضی قلی خان صنیع الدوله " با ماشین های بسیار گران ایجاد شد و در ابتدا محصول آن بسیار خوب بود، ولی نتوانست با مال التجاره خارجی از جهت قیمت رقابت کند و بسته شد.

20) کارخانه ریسمان ریسی در تبریز، این کارخانه را حاج رحیم آقای قزوینی، پسر حاج فتحعلی در حوالی سال 1326 ه.ق بنا کرده و هنوز هم کار می کند.

21) دو کارخانه پنبه کاری حاج میرزا علی محمد اصفهانی در سبزوار

22) کارخانه چراغ برق تهران متعلق به حاج حسین امین الضرب که در سال 1323 ه.ق از آلمان به ایران آورده شد.

23) کارخانه برق کوچک دیگری در تهران، خیابان ارک بود که ساختمان های دولتی را روشن می کرد.

24) کارخانه چراغ برق در مشهد که توسط مرحوم حاجی محمد باقر گیلانی معروف به  "رضا یوف" از طرف مظفرالدین شاه  در حوالی سال 1320 ه.ق از روسیه به قیمت 8 هزار تومان برای روشن کردن حرم مطهر حضرت رضا (ع) وارد کرد.

25) کارخانه چراغ برق در رشت و تبریز در سال 1321ه.ق (1903 میلادی)

26) کارخانه آجرپزی در نزدیکی تهران متعلق به حاج حسین امین الضرب و مدتها است که بسته شده است. (1322 ه.ق )

27) کارخانه آجر پزی در ارومیه، این کارخانه را آلمانها با یک آسیای بخاری در سال 1332 ه.ق برپا کردند.

28) کارخانه چلواربافی در نزدیک تهران که از زمان ناصرالدین شاه است.

29) کارخانه صابون پزی نظافت در تهران که امتیازآن در سال 1328 ه.ق به ربیع زاده و شرکاء داده شد.

30) کارخانه آبجو سازی در تهران در حدود سال 1328 هجری قمری

تعداد دیگری از واحد های تولیدی نیز طی این مدت ایجاد شدند که تاریخ دقیق آن ها مشخص نیست و یا آنکه به فعالیت هایی در زمینه شیلات و غیره مشغول به کار بودند. این واحدهای تولیدی سعی می کردند که بخشی از نیازهای مردم را که از طریق واردات تامین می شد، تولید کنند. این امر به خصوص در مورد صنایع سرمایه گذاران ایرانی صادق بود که بازار ایران را مملو از کالاهای خارجی می دیدند.

ازمیان واحدهای تولیدی تاسیس شده در اواخر حکومت قاجاریه، 41 کارگاه متعلق به خارجیان و 20 کارگاه متعلق به ایرانیان بوده است. تعداد شاغلان در کارخانه های متعلق به خارجیان 1152 نفربوده است، در حالی که کارگران شاغل در کارگاه های متعلق به ایرانیان 524 نفر بوده اند.همچنین کارخانه های متعلق به خارجیان از نظر تعداد کارگر دارای ابعاد بزرگتری در مقایسه با کارخانه های متعلق به ایرانیان بوده است.

منبع: ایده آفرین، برگرفته از مقاله ای به همین نام، تألیف دکتر مرتضی محمد خان، ماهنامه کارشناس            

سیر صنعتی شدن ایران قسمت 1

سیر صنعتی شدن ایران قسمت 1 :

صنعت یکی از موضوعات بسیار مهم درتولید و اشتغال است. امروزه کشورهای جهان به دنبال تولید بیشتر با کیفیت بهتر و قیمت ارزانتر هستند.تلاش برای به دست آوردن مواد اولیه ارزانتر و تولید بیشتر توجه جهان رابه خود جلب کرده است. ما برآنیم تا ضمن ارائه تعریفی مناسب از مفهوم صنعت، فرایند انتقال تکنولوژی در بخش صنایع سبک در ایران رامورد بررسی قرار دهیم. از سوی دیگربه اختصار سیر تاریخی صنعتی شدن ایران را بیان خواهیم کرد.

سیر تاریخ صنعتی شدن ایران(قسمت1)

 

در فرهنگ معین صنعت چنین تعریف شده است:

«کار، پیشه، حرفه کلیه تغییراتی که بشر درمواد طبیعی می دهد تا بهتر و بیشتر از آنها استفاده کند.»

در این تعریف ساده، مفهوم صنعت به بهترین وجه بیان شده است، اما جا دارد که به چند منبع دیگر نیز نظری بیفکنیم. دایرة المعارف آمریکانا در تعریف صنعت چنین می گوید: « صنعت، مجموعه یا گروهی از فعالیت های اقتصادی است که کالا یا خدمات دهی های مشابهی را تولید می کند.»

به عنوان یک صنعت شخصیتی، «صنعت» غالباً به عنوان مهارت یا پشتکار تعریف می شود. بشر اولیه برای دستیابی به غذا و پوشاک که لازمه بقایش بود، به صنعت نیاز داشت، به تدریج این مهارت و پشتکار پیچیده تر شد و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت. در واقع هر نسلی در رشته یا حوزه ای خاص صاحب مهارت شد، وآن را به نسل دیگر انتقال داد و هر نسل از نسل پیشین خود کاراترشد.  برای به دست آوردن کارایی  لازم بود که کارها تخصصی شود. ازاین رو با بالا رفتن کارایی، مهارت و پشتکار فردی به تدریج راه را برای پیدایش صنایع عظیمی باز کرد، که توسط گروههایی از افراد که دارای مهارتهای ویژه ای بودند، اداره می شد.

در آغاز، تنها نیازهای اساسی انسان مطرح بود. اما با ارضای این نیازها که غذا، پوشاک و سرپناه بود، به تدریج نیازهای تخصصی کردن مستمرو تکامل تکنولوژی در هر کدام از رشته  های صنعتی تحقق پذیرفت. حاصل این روند، پیدایش اقتصاد یا سازمان صنعتی بود که از حوزه های تخصصی بسیاری ترکیب شده و هر کدام از آنها پاسخگوی نیازهای دیگری بود.با توجه به تعریف های یاد شده، صنعت، مجموعه ای است از فعالیت ها که با استفاده از منابع موجود ( مواد، سرمایه، نیروی انسانی، انرژی، تکنولوژی، اطلاعات، ابزار) کالا یا خدماتی تولید می کند. در واقع، تلاشی است مستمر در جهت بهبود کارایی و بهره وری، به این معنی که:

با استفاده از منابع کمتر، بازده بهتری به دست می دهد. ازاین جهت، پویایی و نوسازی و نوجویی، یکی از ویژگیهای صنعت است.

به عبارت دیگر،«صنعت» فعالیتی است که دائماً به دنبال یافتن بهترین شیوه ها و بهره گیری بهینه از امکانات موجود است. ازاین رو است که صنعت، به عنوان عامل تحول اجتماعی، می تواند بنیان گذار تمدن شود و در زندگی بشر، آغازگر تحولی شود که همه بنیانهای زندگی او را تغییر داده است.

تاریخ صنعتی ایران و قدمت آن

(صنایع دستی و غیر ما شینی)

   به طوریکه در تاریخ بیان شده است  و حفاریهای باستان شناسان نیز مؤید آن می باشد، قدمت صنعت در ایران را تا 6 هزار سال قبل می رساند . تاریخ صنایع ایران، گذشته از قدمت آن، گوناگون و دارای تنوع بسیار است، زیرا که از کوچکترین مهره های سنگی، آغاز و به کتیبه های عظیم در دامنه های کوه ها ختم می شود و از مینیاتورهای کوچک که به اندازه یک تمبر پستی بیشتر نیستند تا قصرهای با شکوهی که پس از هزاران سال هنوز مورد حیرت و تعجب جهانیان می باشد، را شامل می شود. به گفته مورخین، صنعت در زمان هخامنشیان پیدایش و توسعه پیدا کرد. در زمان ساسانیان، ایران تقریبا ًاحتیاج صنعتی خود را تامین می کرد. آهن، مس، سرب، نقره و طلا را خود استخراج کرده، واز آنها اسباب و ابزار لازم را می ساختند. بلور سازی و شیشه گری در آن زمان بسیار شهرت داشت. در صنعت قالی بافی و پارچه بافی نیز ایرانیان مقام شامخی داشتند و انواع پارچه پشمی ، حریر و کتان بسیار لطیف با رنگهای نیکو می بافتند. در آن زمان مصنوعات ایران مشتری فراوان داشت و به کشورهای آن روز صادر می شد. در زمان سلجوقیان، صنایع و معماری اسلامی نه تنها در داخل ایران زنده شد و با عشق و ابتکار زیاد دنبال گردید، بلکه فتوحات سلجوقیان، ایران را تا سواحل مدیترانه و حتی تا شمال آفریقا گسترش داد، از این رو عناصر و آثار صنایع ایران تا قرن ها بعد، در صنایع مصر و سوریه دیده می شد. بسیاری از علما معتقدند که: 

معماری اسلامی ایران در زمان سلجوقیان به نهایت درجه ترقی خود رسید و برخی صنایع دیگر نیز مانند سفالگری و نساجی در این زمان تا به درجه ای ترقی کرد که ایران در طول تاریخ خود کمتر به آن درجه رسید. همچنین بنا برعقیده برخی از محققین، صنعت بافندگی از برخی جهت ها، در زمان سلجوقیان به منتهای درجه ترقی خود رسیده است.اگرچه، بیش از 50 تکه از پارچه های این دوره در دست نباشد، اما همین تعداد نقشها و طرح های متعددی را نشان می دهد و می توان گفت که: در دوره سلجوقی، نهضت عمومی و تقدم حقیقی صنعت بافندگی در ایران شروع شده است.

در زمان مغول و تیموریان مانند زمان سلجوقیان دوره ابتکار و اختراع  نیست، وبه علت جنگ و جدالهای فراوان در آن دوران، صنعت رونق چندانی نداشته است، اما مشاهده می شود که: بعضی از قسمت های صنعت به پایه بلندی رسیده، از آن جمله مینیاتور سازی ایران و نقاشی کتا ب ها در این دوره شروع شده است. صنایع ایران در دوره صفویه به اوج هنری و فنی خود رسید که از بعضی جهت ها با صنایع دستی کشورهای پیشرفته برابری می کرد، چنانکه «کارت رایت» می نویسد: «هنر و صنایع کشور به طرز شگفت انگیزی ترقی کرده بود.» تمامی سیاحان که در آن زمان از ایران دیدن کرده اند، از رونق صنعت و تجارت و کارگاه های صنعتی بزرگ، و شلوغی بازارهای شهری ایران تعریف و تمجید کرده اند. ایران به مقیاس آن زمان کشوری صنعتی محسوب می شد و تولیدات صنعتی آن که به کار دستی اتکا داشت، به صورت منسوجات و مصنوعات مختلف در کشورهای دیگر به فروش می رسید. مؤلف تذکرة الملوک از 330 کارگاه در آن زمان نام می برد که در هر یک از آنها حدود 150 کارگر کار می کرده اند. مهمترین محصول ایران در دوره صفویه، قالی و قالیچه دستباف بود. همچنین می توان گفت در آن زمان، صادرات ایران اهمیت فراوانی داشته و موازنه بازرگانی خارجی کشور در حالت تعادل بوده است. پارچه های ایرانی زبانزد خاص وعام در تمامی نقاط ایران بود و مسلما این پارچه های ایرانی از درون کارگاههای صنعتی مهم وناشی از سرمایه گذاری های صنعتی در آن زمان بیرون آمده بود. همچنین در آن زمان، مصنوعات، طلا کاری، نقره کاری و برنج سازی رونق زیادی داشت. گرچه در اواخر دوره صفویه، نزولی در تمام قسمت های صنعت مشاهده می شد، اما با این حال دوره صفویه را یکی از بهترین و بزرگترین دوره های صنعتی ایران می توان دانست. بعد از صفویه در زمان نادر شاه سعی در توسعه تجارت و صنعت می شود با این حال، به سبب جنگ های پی درپی، داد وستد با کشورهای خارجی رو به زوال می گذارد. نادرشاه که یک فرماندار نظامی بود، تصمیم گرفت نیروی دریایی ایران را قوی سازد، بدین منظور اقدام به ساختن کشتی های جنگی کرد. این کار قدرت کشتی سازی ایران را بالا برده و نه تنها در زمینه های نظامی، که در بسیاری زمینه های دیگر، از جمله تجارت به کمک ایران آمد و حتی بعدها با اختراع ماشین بخار، کشتی ها مجهز به موتور بخار شدند و به همین ترتیب ایران به صنعت و تجارت دست پیدا کرد. نادر می دانست که از عهده کشتی سازی بر می آید و امکان آن وجود دارد که با کارگر و مواد ایرانی کشتی ها را به قیمت نازلتری تمام کند، به همین منظور، وی در دو قسمت از مرز های آبی ایران اقدام به برپایی کارخانه های کشتی سازی کرد که یکی در سواحل دریای خزر و دیگری در سواحل خلیج فارس قرار داشتند.این تلاشها سرانجام به نتیجه رسید و اولین ناو جنگی ایران مجهز به 120 ارده توپ در ساحل گیلان به آب انداخته شد. تنها پس از گذشت یک سال، در زمستان سال 1154  هجری قمری ایران برای نخستین بار ناوگانی مشتمل بر 15 ناو جنگی ترتیب داد و سپس با پیوستن چهار ناو دیگر، ناوگان جنگی ایران به دوره اقتدار رسید. اما این اقتدار نظامی قبل از آنکه تبدیل به قدرتی اقتصادی شود، بلافاصله پس از قتل نادر در هم فرو ریخت و آثاری از آن بر جای نماند. با مرگ نادر شاه در سال 1747 میلادی، یک دوران هرج و مرج و بی سرو سامانی در ایران آغاز شد و یک سال پس از قتل وی ، دیگر چیزی به اسم ناوگان نیروی دریایی ایران و جود نداشت. از همین زمان است که رابطه های نا برابر با خارج بیشتر می شود. این رابطه های نابرابر، خود به علت عدم تدبیر حاکمان موجب زوال صنایع و تولیدات و در نهایت مانع رشد فنی در داخل می شد. در سال 1757 میلادی (1130 هجری شمسی) کریم خان زند سلطنت را بر عهده می گیرد. نابسامانی و هرج و مرج اوضاع، حتی موجب آن شده بود که بیگانگان نیز به ایران پای نگذارند که این امر مایه کساد بازرکانی می شد. "ویلیام فرانکلین " که در دوره حکومت زندیه از ایران بازدید کرده است در مورد روحیات ایرانیان می نویسد: «از کنجکاوی ایرانیها به ویژه عشق آنان به فرا گرفتن هر گونه فن و هنر مغرب زمین ها در شگفت شدم.» و البته این جمله کوتاه وی، نه تنها نشان از ظرفیت پذیرش ایرانیها دارد، بلکه نشان دهنده عقب افتادگی ایران نیز می باشد. عقب افتادگی از آن جهت که می بایستی صنایع غرب را بیاموزند که بی شک اگرفرصت آموختن پیدا می کردند نیازی به حفظ غرور تاریخی نبود. همان گونه که غربیها از تمدن شرق نهایت بهره را گرفتند و تمدن  نوینی ساختند.

صنعت در دوره قاجاریه

از شروع دوره قاجاریه به بعد، به علت ماهیت استبدادی دولت و عدم اتکای آن به پایگاه های اجتماعی داخلی از یک سو  و قدرت فزاینده اقتصادی- سیاسی- نظامی و فرهنگی دولت های استعماری از سوی دیگر، دولت نه تنها گامی اساسی در راه حمایت از تجار و صنعتگران ایرانی برنداشت، بلکه آشکارا به حمایت از منافع تجار و سرمایه داران خارجی پرداخت. صرف نظر از موارد مشهوری چون امتیازنامه "رویتر"، "رژی"، "دارسی" و غیره به هنگام رویداد انقلاب مشروطه، میزان مالیات و تعرفه بسیاری از کالاهای تجارت ایران، بیشتر از تعرفه ومالیاتی بود که از کالاهای خارجی گرفته می شد. استعمارگرهای انگلیس و روس با استفاده از امتیازهایی که از حکومت ناتوان وقت به دست آورده بودند کالاهای خود را در سطحی وسیع به ایران صادر می کردند و ضربه های خود را بر صنایع ایران در جهت نابودی، بیشتر می کردند .نگاهی به فهرست اقلام صادرات و واردات، نشان می دهد که عمده محصول های صادراتی ایران در دوره قاجاریه، مواد خام بوده است و مواد وارداتی عبارت بوده است از: چلوار،چیت، پارچه های نخی،قندو شکر، نفت، شمع، چراغ، ظرفهای آیینه،فلزات، کالسکه و سماور از روسیه، قند، شیشه آلات،ظرفهای چینی، پارچه واجناس ابریشمی از فرانسه، شیشه،بلور و قاشق و پارچه های ابریشمی از آلمان و اتریش، چلوار و دارو و پارچه های حریر از هندوستان و بالاخره پارچه های پیراهنی، ظرفهای مسی، اسلحه و مهمات از انگلستان. بنابراین، میبینیم که چگونه صدور کالا به ایران باعث ورشکستگی صنایع پیشه وری و کوچک ایران شد وآنها را از تامین نیازهای مردم کشور بازداشت. دولت های استعمارگر زمان، بعد از مرحله صدور کالا، با استفاده از ضعف دولت وقت ایران، به گرفتن عمده ترین اهرم های اقتصادی ایران نظیر: گمرکات، بازرکانی خارجی، وسایل حمل و نقل، ارتباطات، مالیه وامور بانکی، صنایع استخراج معدن و برخی تولیدهای صنعتی ایران پرداختند. مجموعه عوامل بالا سبب شد که اقتصاد ایران از نیمه دوم قرن19 ، به کلی از رشد طبیعی خود برمبنای امکانات بازار داخلی، سرمایه ملی و استفاده از پیشرفت های فنی کشورهای اروپایی باز بماند و تولید صنایع دستی و پیشه وری و ساده به مرحله عالی ماشینی و تکامل ارتقا نیابد.امتیازهای گوناگون که به کشورهای خارجی داده شد نیز، عامل بسیار مهمی درروند  نابودی صنایع داخلی بودند. در دوره قاجاریه به علت اینکه امپریالیسم هنوز در مرحله صدور کالا به سر می برد، دولت های روس و انگلیس تمایل چندانی به سرمایه گذاریهای صنعتی نداشتند و تلاشهای سرمایه داران ایرانی رابرای ایجاد کارخانه با شکست مواجه می ساختند، هر چند نمی توان از تلاشهای معدود عناصر دولتی ایران، چون قائم مقام و امیرکبیر چشم پوشید. میرزا تقی خان یا چنانکه معروف است امیر کبیر، یکی از معدود سیاستمدارهای والای عصر قاجار است. در باب ترویج صنایع ایران امیرکبیر معتقد بود که صنایع جدید اروپا را باید با احداث کارخانه هایی در ایران، رواج داد. به عبارت دیگراحتیاج های جدید مادی را که از لوازم تمدن تازه اروپا می باشد، درداخل کشوربسازند.در ضمن تشویق از صنایع ملی راجزء مواد اساسی برنامه اقتصادی قرارداده بود.امیر کبیر نه تنها تولید صنایع خارجی رادر ایران متداول کرد، بلکه علاقه بی حدی به توسعه و رونق دادن صنایع ملی ایران داشت و بسط و گسترش صنایع داخلی را شخصاً مشوق می شد و اربابان پیشه ور را عزیز می داشت و در تشویق ایشان می کوشید وبا کمک و عطوفت خود، آنان را دلگرم می کرد و از هیچ گونه کمک مالی و معنوی درباره آنان دریغ نمی کرد، در سایه همین سیاست امیرکبیر بود که صنایع دستی ایران توسعه بسیار یافت. وی برای اقتباس صنعت جدید اروپا، عده ای از استادکاران باهوش و خوش ذوق ایرانی را انتخاب کرد و به پطرزبورگ فرستاد که رشته های مختلف صنعت جدید را بیاموزند. آنان پس از فراگرفتن صنایع مربوط به حرفه خودشان به ایران بازگشتند و کارخانه های بلور سازی تهران، کاغذ سازی اصفهان و کارگاههای چدن ریزی و نساجی ساری و چندین کارخانه و کارگاه دیگر را با روشی نسبتاً جدید احداث کردند. از سوی دیگر امیرکبیر می دانست که حفظ و گسترش صنایع و کارخانه ها، بدون داشتن مراکز علمی و پرورش دهنده متخصصین، امکان پذیر نیست، از این رو به تاسیس دارالفنون همت گماشت. همت و هدف امیرکبیر این بود که دراین مدرسه تمامی فنون جدیدی که هنوز به صورت کلاسیک یا اصلاً به ایران نیامده بود، تدریس شود وبه همین جهت نام آن را دارالفنون  گذاشت. باشرحی که بیان شد پس از آن که پس از آنکه در پرتو کمک های امیرزمینه یک نهضت صنعتی بزرگ فراهم شد، مقرر گردید مجمعی از صنایع  تاسیس شود که از تمامی صنایع و مصنوعات ایران نمونه ای چند در آنجا قرار داده و در معرض نمایش گذارند. هر چند امیرکبیر اقدامهای بسیاری انجام داد اما لازم به  یاد آوری است که او همواره در مبارزه ای سخت با موانع، بسیاری از امور را به پایان می رسانید. علاوه بر کارشکنیهای عوامل استعمار، در داخل نیز افرادی وجود داشتند که با استعمار در جهت منافع شخصی خودشان شریک شده و ضمن مخالفت با امیرکبیر هر اندازه حیله و نیرنگ در توان داشتند به کار بردند تا امیرکبیر را با شکست مواجه سازند. هر چند در طول تاریخ ایران، عناصری اینگونه وجود داشته اند و فراوان نیز بوده اند، ولی این عده به خصوص با این شرایط  وبه ویژه با توطئه قتل امیرکبیر بزرگترین خیانت قرن نوزدهم را با کمک و خواست استعمار برای ملت و کشور ایران به وجود آوردند.

منبع: ایده آفرین، برگرفته از مقاله ای به همین نام، تألیفدکتر مرتضی محمد خان، ماهنامه کارشناس    

بدون شرح


دانش در ایران قدیم


دانش در ایران قدیم

نسخه خطی صورالکواکب عبدالرحمان صوفی
نوشتارهای وابسته: علوم اسلامی، اختراع‌های دوران طلایی اسلام، و گاه‌شمار دانش و فناوری اسلامی

فناوری[ویرایش]

قنات ریشه در قبل از دوران هخامنشی در ایران قدیم دارد. بزرگ ترین و قدیمی ترین قنات در شهر گناباد است که پس از 2700 سال هنوز آب کشاورزی و آشامیدنی 40 هزار نفر را فراهم می کند.[۲]

ایرانیان احتمالاً اولین نوع باتری را که به پیل بغداد مشهور است در دوران ساسانیان یا اشکانیان اختراع کردند.[۳]

چرخ بادی در سال ۱۷۰۰ قبل از میلاد توسط بابلی ها اختراع شد و در قرن هفتم مهندسان ایرانی بر اساس آن، ماشین بادی پیشرفته تری ساختند به نام آسیاب بادی.[۴][۵]

ریاضیات[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: ریاضیات اسلامی

در قرن دوازدهم محمدبن موسی خوارزمی جدول لگاریتمی را به وجود آورد، جبر را توسعه داد و آن را در سیستم حساب ایرانی و هندی به کار گرفت. آثار او توسط یک مترجم ایتالیایی به نام Gerard of Cremona تحت عنوان De jebra et almucabola ترجمه شد. آثار خوارزمی تاثیر ژرفی بر ریاضیات غرب در قرون وسطی گذاشت.[۶]

پزشکی[ویرایش]

ترجمه کتاب قانون در طب از ابن سینا که پانصد سال قدمت دارد
نوشتارهای وابسته: پزشکی اسلامی، پزشکی ایران باستان، و تاریخچه پاتولوژی در ایران

اولین بیمارستانی که در آن دانش پژوهان علوم پزشکی تحت نظارت پزشک، به طور روشمندی بر روی بیماران کار می کردند در دانشگاه جندی شاپور بود. برخی متخصصین پا را از این هم فراتر نهاده و معتقدند کل اعتبار سیستم بیمارستانی را باید در ایران قدیم مشاهده کرد.[۷]

تراکاشت اعضای بدن حیوان در بدن انسان (به انگلیسی: xenotransplantation)‏ ریشه در ایران دوران هخامنشی دارد.[۸]

Adolf Fonahn در کتاب خود Zur Quellenkunde der Persischen Medizin که در سال 1910 در لایپزیگ چاپ شده است نام کتاب های پزشکی که فقط به زبان فارسی نوشته شده است را بیش از 400 عنوان می داند و نام آنها را ذکر می کند. این کتاب ها شامل کتاب های عربی که توسط ابن سینا نوشته شده است نمی‌شود.

نجوم[ویرایش]

یک اسطرلاب ایرانی قرن هجدهم
نوشتارهای وابسته: ستاره‌شناسی در دوران اسلامی

در سال 1000 پس از میلاد ابوریحان بیرونی رساله ای نوشت که در آن به امکان گردش زمین به دور خورشید اشاره کرد.

در قرن دهم، ستاره شناس ایرانی عبدالرحمان صوفی اولین کسی بود که کهکشانی غیر از کهکشان راه شیری کشف کرد. وی برای اولین بار کهکشان اندرومدا (امرأة مسلسلة) را رصد کرد.[۹]

شیمی[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: شیمی و کیمیا در دوران طلایی اسلام

خواجه نصیر طوسی عقیده داشت ماده می تواند تغییر کند اما نمی‌تواند ناپدید شود. او نوشت: "ماده نمی‌تواند ناپدید شود اما می تواند شکل، حالت، ترکیبات، رنگ و مشخصات دیگر خود را عوض کند و به یک ترکیب یا عنصر دیگر تبدیل شود". پانصد سال بعد، میخاییل لومونسف (1711–1765) و لاوازیه (1743–1794) قانون پایستگی جرم را ایجاد کردند و همان ایده را پیاده سازی کردند.[۱۰]

جابر ابن حیان شیمیدان مشهور ایرانی رساله های مختلفی دارد که در آنها دوهزار موضوع را پوشش می دهد که این کتاب، "کتاب مقدس" شیمیدان های اروپایی قرن هجدهم (bible of European chemists) مخصوصا لاوازیه نام گرفته بود. این آثار کاربردهای زیادی داشت از جمله تقطیر گل ها و گیاهان، طب درمانی، باروت و نوعی وسیله نظامی قدرتمند که قبل از این که بدست غربیان بیفتد در تملک مسلمانان بود. هم اکنون از او به عنوان بنیانگذار شیمی و همچنین مخترع بسیاری از فرایندها و تجهیزات شیمی که برخی از آنها تا امروز هم توسط شیمیدان ها استفاده می شود (مانند تقطیر) نام برده اند.[۹]

فیزیک[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: فیزیک در دوران طلایی اسلام

ابن هیثم به خاطر کتاب ها و آزمایش هایش درباره لنز و آینه و شکست نور و بازتاب نور، به پدر اپتیک ملقب شده است. وی مکان هندسی نقاطی روی دایره کروی را که نور از آنجا به ناظر بازتاب می شود بدست آورد. او از مطالعه روی شکست نور، توانست بفهمد که اتمسفر ضخامت خاصی دارد و شفق پدیده ای است که به وسیله شکست نور خورشید وقتی که زیر افق است ایجاد می گردد.[۱۱]

ابوریحان بیرونی اولین دانشمندی بود که رسماً اعلام کرد نور سرعت محدودی دارد قبل از این که گالیله آن را به صورت عملی اثبات کند.

کمال الدین فارسی (1267–1318) اولین اثبات ریاضی را برای پدیده رنگین کمان انجام داد و طبیعت نور را که نظریه این هیثم را شکل می داد تفسیر کرد. او همچنین معتقد بود که رنگین کمان حاصل دو بار شکست نور خورشید در درون قطره های باران است. او این کار به کمک آزمایشی که در آن از کره ای شفاف که از آب پر شده بود و یک دوربین تاریکخانه‌ای انجام داد.

دانش در ایران کنونی


دانش در ایران کنونی

با در نظر گرفتن فرار مغزها در ایران و رابطه سیاسی ضعیف او با آمریکا و دیگر کشورها، جامعه دانشگاهی ایران همچنان بارور مانده است اگرچه تحریم های بین‌المللی دانشگاه ها را برای خریدن تجهیزات یا فرستادن افراد به ایالات متحده برای دیدارهای علمی دچار مشکل کرده است.[۱۲] بعد از انقلاب اسلامی تلاش هایی توسط برخی از عالمان دینی اسلامی صورت گرفته است که علوم مدرن را اسلامی سازی کنند و برخی معتقدند همین امر باعث رشد روزافزون علم در ایران شده است.[۱۳] در حال حاضر ایران در پی آن است که در همه صحنه های علمی خودکفا شود.[۱۴][۱۵]

بودجه[ویرایش]

دید کلان[ویرایش]

همکاری علمی[ویرایش]

بخص خصوصی[ویرایش]

پارک های فناوری[ویرایش]

علوم پزشکی[ویرایش]

زیست‌فناوری[ویرایش]

فیزیک و مواد[ویرایش]

علوم رایانه و رباتیک[ویرایش]

نانوتکنولوژی[ویرایش]

هوافضا[ویرایش]

نجوم[ویرایش]

انرژی[ویرایش]

صنایع دفاع[ویرایش]

مشارکت ایرانیان در علم نوین[ویرایش]

رتبه های بین‌المللی[ویرایش]

ژورنال های ایرانی لیست شده در آی.اس.آی[ویرایش]

رشد دانش در ایران[ویرایش]

ایران (تا ۲۰۱۰) رتبه نخست رشد در علم و فناوری را داراست.[۱۶]

دستاورد دانشمندان ایرانی در سراسر جهان[ویرایش]

برجسته‌ترین نوآوری‌ها و یافته‌های دانشمندان ایرانی خارج از ایران از این قرارند:

سیر دانش و فناوری در ایران

سیر دانش و فناوری در ایران:

ایران در دوراه گذشته مهد دانش بوده است. ایران قدیم در فهم کنونی طبیعت، ریاضیات، پزشکی و فلسفه مشارکت داشته است. ایرانیان مشارکت زیادی در جبر و شیمی داشته اند و توربین بادی و تقطیر الکل را برای اولین بار کشف کردند. هم اکنون دانشمندان ایرانی در حال احیای دوران طلایی علمی خود هستند. فرهنگستان علوم پزشکی ایران و فرهنگستان علوم ایران در این زمینه نقش بسزایی دارند.

ایران از جمله کشورهایی است که علاوه بر تحریم های بین‌المللی که در 30 سال گذشته تقریباً در همه زمینه های تحقیقاتی بر این کشور حاکم بوده است در زمینه سیستم آموزشی پیشرفت زیادی داشته است. جمعیت دانشگاهی ایران از صدهزار نفر در سال 1979 به دو میلیون نفر در سال 2006 رسیده است. هفتاد درصد از دانشجویان علوم و مهندسی در ایران زن هستند.[۱]